|
جناب آقای موسوی در بیانات انتخاباتی خود فرموده بودند که در دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی خیال ام راحت بود اما در این دولت احساس خطر کردم! این سخن مهندس موسوی دل ما را -که از دست مخالفان انقلاب و ولایت خون است –لرزاند و خون تر کرد و اینک این ماییم و هزاران سوال بی پاسخ که از میر حسین موسوی داریم: آقای موسوی زمانی که عده ای شعار خروج از حاکمیت را سر می دادند و بیش از صد تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نطقی رسمی استعفا دادند و آبروی ملت و انقلاب را به سخره گرفتند، احساس خطر نکردید؟ زمانی که عده ای از نمایندگان مجلس ششم با رسانه ها و لابی های بیگانه هم صدا شدند و در مجلس شورای اسلامی تحصن کردند، احساس خطر نکردید؟ زمانی که دست نشاندگان و دشمنان نظام ماجرای 18 تیر 78 (کوی دانشگاه) را اجرا و رهبری می کردند ،شما خیالتان آسوده بود؟ هنگامی که عده ای به اصطلاح خودی آنچنان قضیه ی کوی دانشگاه را بغرنج کردند که برای اولین بار به اصلی ترین پایه ی نظام یعنی رهبری توهین شود شما احساس خطر نکردید؟ وقتی در مطبوعات علناً به اهل بیت سلام ا... علیهم توهین شد،خیالتان از چه بابتی آسوده و راحت بود؟ وقتی در روزنامه ای نوشتند:«سخنان فاطمه ی زهرا نمی تواند الگوی زنان امروزی باشد» یا علنا حضرت امام و شهید نواب صفوی را خشونت گرا نامیدند یا هنگامی که تیتر کردند:«نظام سیاسی اسلام زاییده ی تفکرات خمینی بود»یازمان»،«»،«» هنگامی که تقلید از علمای عظیم الشان اسلام را میمون صفتی خواندند و سازمانهایی چون مجاهدین انقلاب(همین هایی که امروز اصلی ترین حامیان شمایند و بخش اعظمی از مناصب کلیدی ستاد هایتان را بدست گرفته اند ) از آن حمایت کردند ، احساس خطر برای دین و کشور نکردید؟ زمانی که قرار داد های نفتی مفتضحانه ی وزارت نفت امضا می شد(نمونه اش قرار داد شرکت کرسنت و فروش بیست ساله ی گاز ایران به امارات با قیمتی معادل یک چهاردهم قیمت جهانی )شما کجا بودید؟ گفته بودید که مرید و مورد تایید امام هستید پس چرا با اعضای نهضت آزادی دیدار کردید و در جواب خبرنگاران اختلافتان با نهضت آزادی را تنها در حد یک سری عقاید و تفکرات سیاسی تقلیل دادید؟ مگر حضرت امام نفرمودند : «نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور به آمریکاست ... اگر خدای متعالی عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند ...اسلام عزیز چنان سیلی ای از این ستم کاران می خورد که قرن ها سربلند نمی کرد...ضرر آنها ...از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین ...بیشتر و بالاتر است!!! باید با آنها قاطعانه برخورد شود و نباید رسمیت داشته باشند »صحیفه نور ج 22 ص 384 یعنی آرای عده ای وطن فروش آنقدر مهم است که با دشمنان اسلام و انقلاب بنشینید و سر دوستی و همکاری وا کنید؟ در سخن ادعای ولایت پذیری دارید اما نمی دانم شما را چه شده است که شرایط فعلی کشور را موحش و بسیار خطر ناک می دانید گویی ملت ایران در دره ی سقوط و تباهی قرار گرفته است ، چگونه مواضع سیاه تان در مورد شرایط فعلی دولت را توجیه میکنید در حالی که رهبر فرزانه انقلاب اخیرا (22/2/88)در کردستان فرمودند: « نامزدهای محترم تخریب نکنند ...این همه نسبت خلاف دادن به این و اون ، خوب این تخریب کننده ی اذهان مردم است، واقعیت هم ندارد ، خلاف واقع هم هست بنده که از همه ی این آقایون اوضاع کشور رو بیشتر می دونم بهتر خبردارم می دونم بسیاری از این مطالبی که درباره ی وضع کشور و وضع اقتصاد و وضع اینها می گن –به عنوان انتقاد- میدونم خلاف واقعه، اشتباه می کنن ، ان شا ا... اشتباهه» گمان نمی کنم شما ادعا داشته باشید که به اوضاع کشور از رهبر انقلاب –که اوضاع و اخبار را از کانال ها و مجرا های مختلفی و مستندی دارند-بهتر و بیشتر مسلطید؟ آیا تاکیدات رهبری مبنی بر این که در دولت فعلی آرمانهای انقلاب زنده شد و کشور در مسیر رشد وتعالی قار گرفته است را نشنیده اید؟ مگر شما هدفی جز زنده کردن اهداف و آرمانهای انقلاب دارید؟ جناب اقای موسوی زمانی که در دولت اصلاحات معاون وزیر اطلاعات نفوذی از آب در آمدند و اوضاع کشور به شدت تحت تاثیر این مساله بحرانی شده بود یا زمانی که عده ای با طراحی قتل های زنجیره ای قصد انحلال سپاه و ضربه زدن به نظام را داشتند شما احساس خطر نکردید؟ البته شاید شما از مسایل و مطالبی که گفتم اطلاع نداشتید!!! جناب آقای مهندس شما که یکی از انتقادات اساسی تان به دکتر احمدی نژاد قانون گریزی است، می شود برای بنده توضیح دهید که چرا در زمان نخست وزیریتان، متن استعفا نامه تان را بجای ارئه به مافوق(رئیس جمهور وقت ،آیت... خامنه ای)و یا حضرت امام به رسانه ها دادید؟ گمان نمی کنم در قانون آمده باشد که رئیس جمهور باید از طریق روزنامه ها از استعفای نخست وزیرش اطلاع بیابد، پس چرا با این همه ادعای قانون مداری این گونه عمل کردید؟دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟
|