تبليغاتX
طراوت باران

طراوت باران

...حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند
و نام جمهوری کافی ست
وگرنه من می دانستم
در فرهنگ ما
هميشه دين بعد از دنيا می آيد

گناه هيچ کسی نيست
گناه از کسی ست که آمد و گفت : اقرا
گناه از حسين (ع) بود در ميان آن همه کوفه
گناه از نهج البلاغه ي علی ست
وگرنه من می دانستم
که ياوران علی (ع)
همين ديندارانند
که نام دخترانشان دنياست
وگرنه من می دانستم
اسلام فقط به درد کسانی خواهد خورد
که اسب بازی شان را مي خواهند

حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند
و پيرمرد ـ چشم و چراغ ما ـ
حالا فقط به دسته گل مقامات خارجی نگاه می کند با درد

گناه از بچه های تخس نبود
که از ریش پدرانشان بالا رفتند
گناه از معاویه ها نبود
و از طلحه ها و زبیرها
گناه از ابوذر بود
و از کسی که در کتاب جغرافیا
به اشتباه نوشت: ربذه

حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند...

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت11:11توسط تنها | |

سلام

براي دوستاني كه فكر مي‌كنند در انتخابات تقلب شده

نه براي آنهايي كه مي‌دانند چه شده

و نه براي كساني كه وقتي رأي مي‌آورند، مردم مي‌شوند محبوب

اما وقتي همان مردم تحويل‌شان نگيرند مي‌شوند توده

في‌الواقع براي آنهايي كه فكر مي‌كنند و تصميم مي‌گيرند

 

براساس آمار رسمي  46 ميليون و 200 هزار نفر واجد شرايط رأي بوده‌اند

رأي دهندگان در جامعه روستايي 15 ميليون و 300 هزار نفر، معادل 33 درصد

شهرهاي كوچك 19 ميليون و 600 هزار نفر، معادل 43 درصد 

و شهرهاي بزرگ 11 ميليون و 260 هزار نفر، معادل 24 درصد

كه از اين رقم آخر حدود 5ميليون شهر تهران است

 

همان‌طور كه مشخص است بيشترين ميزان تاثيرگذاري بر نتيجه را شهرهاي كوچك دارند

پس از آن روستاها و سپس شهرهاي بزرگ و درنهايت شهر تهران

اين نكته مهم را هم بايد در نظر داشته باشيد كه ميزان مشاركت در روستاها فوق‌العاده بالاست و هرچه به بزرگي شهرها افزوده مي‌شود از مشاركت هم كاسته مي‌شود

پس

احتياج به توضيح ندارد كه ايران فقط دور و بر ما شهرنشين‌نان بزرگ نيست

همين اشتباه مديريتي كه مسؤوين نظام طي اين چندين ساله داشتند و ماحصلش چيزي جز تمركز سرمايه و امكانات و به ‌طبعش افزايش جمعيت و بالارفتن خطرات اجتماعي در تهران و شهرهاي بزرگ نبود.

 

نتايج انتخابات 22خرداد88 به تفكيك شهرها اعلام شد؛

اگر معتقد نيستيد كه دستكاري شده است و دروغ،

اهل فكريد و منطق،

خودتان نگاهي بياندازيد

 

نتايج آرا به تفكيك استان و شهرستان از سايت وزارت كشور

 

بالاترين راي ميرحسين در تهران بوده است

دو ميليون و 166245 كه مي‌شود معادل 52 درصد آراي شهر تهران

كه همين‌جا هم تنها 300 هزار راي با احمدي‌نژاد فاصله داشته است

درحالي‌كه راي احمدي‌نژاد در مشهد يك ميليون و 27273 بوده است و بيش از دوبرابر راي ميرحسين در مشهد

 

ميرحسين تنها در شميرانات اختلاف فاحشي با احمدي‌نژاد دارد

دويست هزار در مقابل يك‌صدهزار راي

 

اما اختلاف احمدي‌نژاد با ميرحسين در شهرهاي كوچك وحشت‌ناك است

مثلا در ابوموسي كه ميرحسين كم‌ترين راي يعني 16 راي دارد

احمدي‌نژاد بيش از 2هزار راي يعني حدود 170برابر وي راي بدست آورده است

و در بسياري از شهرهاي كوچك هم همين‌طور

 

مي‌توان گفت كه در شهرهاي بزرگ در واقع مراكز استان‌ها رقابت بين ميرحسين و احمدي‌نژاد تنگاتنگ بوده است.

كه در اين بين تهران، يزد، زاهدان، زنجان و اردبيل را موسوي برده است ولي مشهد، قم، خرم‌آباد و اصفهان را با اختلاف زياد واگذار كرده است.

 

 

شهرستان  احمدی نژاد - موسوی

 

تهران  1809855- 2166245

 مشهد 1027273 - 459011

اصفهان  666955 - 389459

شيراز  568009 - 352082

 تبريز 435728 - 419983

 اهواز 399240 - 223107

قم  422457 - 148467

اروميه  234600 - 199682

قزوين  220856 - 96973

يزد  133792 - 148090

 خرم آباد  203026 - 72113

اردبيل  137220 - 140582

زنجان  200307 - 69944

زاهدان  120978 - 140118

سنندج  80936 - 74987

 

 

البته معتقدم اين مشكل كمي نيست

فاصله گرفتن قشر شهرنشين و تحصيل‌كرده از توده ملت

و به‌خصوص مخالفت اين قشر با دولت و رفتارهايش

نكته كوچكي نيست كه ناديده گرفته شود

 

علاوه بر آن شخصاً منتقد عملكرد دولت فعلي و آينده‌ام

اعتراضاتم را هم گفته‌ام و نوشته‌ام.

ولي نمي‌توانم تحمل ناديده‌گرفتن توده مردم واين قانون‌گريزي باشم و هيچ نگويم. آن‌هم از آقايان مدعي اخلاق و صداقت و قانون‌مداري!!

 

بقول دوستي نتيجه دو بر يك شده است 

شصت و دو درصد در مقابل 33درصد

نه 10 بر صفر

كه چنان داد برآورده‌اند رأي من كو؟

 

ياد بگيريم فقط خودمان را نبينيم

ايران فقط براي تهران و مركز استان نشينان نيست

ايران فقط بينندگان بالاترين نيست

ايران فقط وبلاگ‌نويسان و دانشجويان نيست

ايران براي همه ايرانيان در همه جاي آن است

 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت12:27توسط تنها | |

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت3:34توسط تنها | |

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت2:19توسط تنها | |

همزمانی تحول صدا و سیما با انتخابات دهم ریاست جمهوری موجب شد تا به یکباره زمین و زمان، کاملاً غیرمنصفانه، به زیر سوال بروند. و در این میان بزرگترین اهانت­ها به برخی اشخاص، اعم از امام راحل (ره)، مقام معظم رهبری، ریاست جمهوری و برخی دیگر از مسئولین نظام (همچون آیت الله جنتی، آیت الله مصباح و دیگر بزرگان) و از همه بالاتر به فهم و شعور ملت بزرگوار ایران گردید.

برای مدتی قصد سکوت داشتم و برخلاف بسیاری از افراد، مردم را آگاه­تر و فهیم­تر می­دانستم و می­دانم. و لذا فضا را آنقدر شفاف می­دیدم که جایی برای رفع ابهامات نمی­دیدم.

ولی متأسفانه در روزهای پایانی شاهد برخی فریبکاری­ها از سوی برخی کاندیداها بودم که دیگر سکوت را جایز ندانسته و نه برای تفهیم ملت فهیم ایران، بلکه به نشانه­ی اعتراض به این دغل­بازی­ها و اتهامات بی­اساس به بیان برخی مسائل می­پردازم؛

1-    بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نهادیست غیروابسته به جناح خاص و ارائه آمار از سوی این مرکز و مراکز معتبر دیگر همواره توسط خبره­ترین کارشناسان اقتصادی کشور صورت می­گیرد. مدیریت این مرکز و کارشناسان آن در در طول سی سال اخیر و حتی قبل از آن بر اساس معیارهای ثابت و معتبر جهانی به ارائه آمار و داده­های اقتصادی می­پردازند. لذا این شاخص­ها در طول هیچ دوره­ای و با روی کار آمدن دولت­های مختلف تغییر نکرده و همواره ثابت بوده است.

حال جناب آقای موسوی، شما که خود را به عنوان رئیس جمهور آینده­ی کشورم معرفی می­کنید به چه حقی به خوتان اجازه می­دهید آمار و ارقام نهادی رسمی با کارشناسان خبره و برتر را زیر سوال برده و به بیان نظرات شخصی خود و کارشناسان غیر رسمی­تان بپردازید؟! کارشناسانی که به قول خودتان در لحظه­های آخر دستتان را می­گیرند و به شما خبر می­دهند که در فلان مورد دولت دروغ گفته!! و شما بدون هیچ تحقیقی در آن مورد به بازگویی آن می­پردازید!!

آقای موسوی، من هم عضوی از این ملت بزرگ هستم. و فریب فریبکاری شما را نخواهم خورد!!

2-    وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین سازمان سنجش و آموزش کشور بطور رسمی اعلام کردند که بعد از سال 85 و به دستور ریاست جمهوری، طرح دانشجویان ستاره­دار را، که در زمان وزارت آقای دکتر معین (ریاست جمهوی آقای خاتمی) تصویب شده بود، لغو گردید. لذا در کارنامه­ی هیچ دانشجویی از سال 86 به بعد ستاره­گذاری نشده است.

جناب آقای موسوی، شما که هم خودتان و هم همسر گرامی­تان جزو دانشیاران دانشگاهی هستید، آیا شده است که در طی این یکی دو سال اخیر خلاف حرف اعلام شده از سازمان مذکور را در کانامه­ها دیده باشید؟!

جناب آقای موسوی، جهت یادآوری عرض می­کنم؛ وجود ستاره در کارنامه­ها به منزله­ی داشتن سابقه آموزشی و یا انضباطی دانشجو در دانشگاه قبلی بوده است. شما خودتان دانشجو بوده­اید و بهتر از بنده می­دانید که تمامی دانشجویان به همراه پرونده آموزشی خود یک پرونده انضباطی نیز به همراه دارند. این طرح در همه جای دنیا مرسوم است و حتی در طول این سی سال هم مرسوم بوده است. این طرح تصویبی مجلس می­باشد که مورد قبول ملت است. آیا به این هم اعتراض دارید؟!

بودن یا نبودن ستاره فرقی در نتیجه­ی اجرای قانون ندارد. صرفاً وجود ستاره به معنا و جهت اطلاع دانشجو بوده است. که برای حفظ شأن و حیثیت دانشجو این طرح لغو شده است.

3-    در روزهای اخیر به دفعات مکرر شاهد بیان خاطرات مختلف (!) از امام راحل (ره) از سوی برخی کاندیداها بودیم. عالیجنابان سبزپوش و رنگهای دیگر! که خود را نسل اول انقلاب می­دانید و خاطرات بسیاری از امام دارید، در اینجا تنها به بیان بند پایانی وصیت­نامه­ی سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره) ـ که بعید می­دانم آن را مطالعه فرموده باشید!! ـ می­پردازم؛

«من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوس و اسلام­نمایی بعضی افراد، ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده­ام که بعد فهمیدم از دغل­بازی آنان اغفال شده­ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می­نمایاندند و نباید از آن مسائل سوئ استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلی اوست.» (صحیفه نور، ج 21 ، صفحه 206)

4-    «به اعتقاد من، مرکزی که باید مبارزه با مفاسد اقتصادی را دنبال کند، دولت است. و قوه قضائیه در مرحله آخر قرار می­گیرد. باید دولت سینه سپر کند و به میدان بیاید.»

مقام معظم رهبری ـ 5/6/82 ـ منبع: سایت رهبری: www.leader.ir

جای بسی تعجب است که برخی آقایان، خود را مرید و پیرو و فرزند امام می­دانند اما متأسفانه حتی یک مورد هم حرفی از رهبری نمی­زنند و حتی بالعکس بطور کنایی اظهار مخالفت با ایشان می­کنند.

 

*مردی را بر صلیب می­کنند، تنها به جرم اینکه دوبار به روستای ما آمد.

*قرآن را بر نیزه­ها بردند، شال سبز که مقدس­تر از آن نیست.

*به کسی رأی می­دهم که به سه رنگ پرچم وطنم اعتقاد داشته باشد.

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت17:16توسط تنها | |

جناب آقای موسوی در بیانات انتخاباتی خود فرموده بودند که در دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی خیال ام راحت بود اما در این دولت احساس خطر کردم!

این سخن مهندس موسوی دل ما را -که از دست مخالفان انقلاب و ولایت خون است لرزاند و خون تر کرد و اینک این ماییم و هزاران سوال بی پاسخ که از میر حسین موسوی داریم:

آقای موسوی زمانی که عده ای شعار خروج از حاکمیت را سر می دادند و بیش از صد تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نطقی رسمی استعفا دادند و آبروی ملت و انقلاب را به سخره گرفتند، احساس خطر نکردید؟

زمانی که عده ای از نمایندگان مجلس ششم با رسانه ها و لابی های بیگانه هم صدا شدند و در مجلس شورای اسلامی تحصن کردند، احساس خطر نکردید؟

زمانی که دست نشاندگان و دشمنان نظام ماجرای 18 تیر 78 (کوی دانشگاه) را اجرا و رهبری می کردند ،شما خیالتان آسوده بود؟

هنگامی که عده ای به اصطلاح خودی آنچنان قضیه ی کوی دانشگاه را بغرنج کردند که برای اولین بار به اصلی ترین پایه ی نظام یعنی رهبری توهین شود شما احساس خطر نکردید؟

وقتی در مطبوعات علناً به اهل بیت سلام ا... علیهم توهین شد،خیالتان از چه بابتی آسوده و راحت بود؟

وقتی در روزنامه ای نوشتند:«سخنان فاطمه ی زهرا نمی تواند الگوی زنان امروزی باشد» یا علنا حضرت امام و شهید نواب صفوی را خشونت گرا نامیدند یا هنگامی که تیتر کردند:«نظام سیاسی اسلام زاییده ی تفکرات خمینی بود»یازمان»،«»،«»

هنگامی که تقلید از علمای عظیم الشان اسلام را میمون صفتی خواندند و سازمانهایی چون مجاهدین انقلاب(همین هایی که امروز اصلی ترین حامیان شمایند و بخش اعظمی از مناصب کلیدی ستاد هایتان را بدست گرفته اند ) از آن حمایت کردند ، احساس خطر برای دین و کشور نکردید؟

زمانی که قرار داد های نفتی مفتضحانه ی وزارت نفت امضا می شد(نمونه اش قرار داد شرکت کرسنت و فروش بیست ساله ی گاز ایران به امارات با قیمتی معادل یک چهاردهم قیمت جهانی )شما کجا بودید؟

گفته بودید که مرید و مورد تایید امام هستید پس چرا با اعضای نهضت آزادی دیدار کردید و در جواب خبرنگاران اختلافتان با نهضت آزادی را تنها در حد یک سری عقاید و تفکرات سیاسی تقلیل دادید؟ مگر حضرت امام نفرمودند : «نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور به آمریکاست ... اگر خدای متعالی عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند ...اسلام عزیز چنان سیلی ای از این ستم کاران می خورد که قرن ها سربلند نمی کرد...ضرر آنها ...از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین ...بیشتر و بالاتر است!!! باید با آنها قاطعانه برخورد شود و نباید رسمیت داشته باشند »صحیفه نور ج 22 ص 384

 یعنی آرای عده ای وطن فروش آنقدر مهم است که با دشمنان اسلام و انقلاب بنشینید و سر دوستی و همکاری وا کنید؟

در سخن ادعای ولایت پذیری دارید اما نمی دانم شما را چه شده است که شرایط فعلی کشور را موحش و بسیار خطر ناک می دانید گویی ملت ایران در دره ی سقوط و تباهی قرار گرفته است ، چگونه مواضع سیاه تان در مورد شرایط فعلی دولت را توجیه میکنید در حالی که رهبر فرزانه انقلاب اخیرا (22/2/88)در کردستان فرمودند: « نامزدهای محترم تخریب نکنند ...این همه نسبت خلاف دادن به این و اون ، خوب این تخریب کننده ی اذهان مردم است، واقعیت هم ندارد ، خلاف واقع هم هست بنده که از همه ی این آقایون اوضاع کشور رو بیشتر می دونم بهتر خبردارم می دونم بسیاری از این مطالبی که درباره ی وضع کشور و وضع اقتصاد و وضع اینها می گن –به عنوان انتقاد- میدونم خلاف واقعه، اشتباه می کنن ، ان شا ا... اشتباهه»

 گمان نمی کنم شما ادعا داشته باشید که به اوضاع کشور  از رهبر انقلاب که اوضاع و اخبار را از کانال ها و مجرا های مختلفی و مستندی دارند-بهتر و بیشتر  مسلطید؟

آیا تاکیدات رهبری مبنی بر این که در دولت فعلی آرمانهای انقلاب زنده شد و کشور در مسیر رشد وتعالی قار گرفته است را نشنیده اید؟ مگر  شما هدفی جز زنده کردن اهداف و آرمانهای انقلاب دارید؟

 

جناب اقای موسوی زمانی که در دولت اصلاحات معاون وزیر اطلاعات نفوذی از آب در آمدند و اوضاع کشور به شدت تحت تاثیر این مساله بحرانی شده بود یا زمانی که عده ای با طراحی قتل های زنجیره ای قصد انحلال سپاه و ضربه زدن به نظام را داشتند شما احساس خطر نکردید؟

البته شاید شما از مسایل و مطالبی که گفتم اطلاع نداشتید!!!

جناب آقای مهندس شما که یکی از انتقادات اساسی تان به دکتر احمدی نژاد قانون گریزی است، می شود برای بنده توضیح دهید که چرا در زمان نخست وزیریتان، متن استعفا نامه تان را بجای ارئه به مافوق(رئیس جمهور وقت ،آیت... خامنه ای)و یا حضرت امام به رسانه ها دادید؟

گمان نمی کنم در قانون آمده باشد که رئیس جمهور باید از طریق روزنامه ها از استعفای نخست وزیرش اطلاع بیابد، پس چرا با این همه ادعای قانون مداری  این گونه عمل کردید؟دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت17:21توسط تنها | |

  مردم را توجه بدهيد به اينكه شما مي خواهيد اسلام را حفظ كنيد، بايد منتخبين شما اشخاصي باشند كه توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازيگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند (صحيفه نور ج 18 صفحه 137)  بايد همت كنيد و اشخاص متعهد، اشخاصي كه براي ايران كار بكنند، نه براي اجانب، اشخاصي كه ايمان به خدا داشته باشند، نه چپگرا باشند و نه راستگرا بلكه صراط مستقيم را داشته باشند (همان ج 5 صفحه 267 ) توجه داشته باشند رئيس­جمهور و وكلاي مجلس از طبقه اي باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند نه از سرمايه داران و زمين خواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمي­توانند بفهمند (همان ج 21 صفحه 187)

من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوس و اسلام نمايي بعضي افراد، ذكري از آنان كرده و تمجيدي نموده ­ام كه بعد فهميدم از دغل­بازي آنان اغفال شده­ام. آن تمجيدها در حالي بود كه خود را به جمهوري اسلامي متعهد و وفادار مي­نماياندند و نبايد از آن مسايل سوئ استفاده شود. و ميزان در هر كس حال فعلي او است. (وصیتنامه سیاسی الهی، ج 21 صفحه 206)

در موضوع نهضت به اصطلاح آزادي، مسايل فراواني است كه بررسي آن محتاج به وقت زياد است. آنچه بايد اجمالا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين­طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب، شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است [...] در هر صورت به حسب اين پرونده هاي قطور و نيز ملاقات­هاي مكرر اعضاي نهضت چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها كه اگر خداي متعالي عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند، ملت هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي­خورد كه قرن ها سربلند نمي­كرد و به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانون­گذاري يا قضايي را ندارند و ضرر آنها به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي­مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويل هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك هاي ديگر حتي منافقين - اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان - بيشتر و بالاتر است.  نهضت آزادي و افراد آن از اسلام اطلاعي ندارند و با فقه اسلامي آشنا نيستند[...] نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي اطلاع از مقاصد شوم آنان  هستند مي­گردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود و نبايد رسميت داشته باشند.  (صحيفه نور ج 22 صفحه 384)

خداي تبارك و تعالي در موضع عفو و رحمت، رحيم است و در موضع انتقام، انتقام­جو. امام مسلمين هم اينطور بود، در موقع رحمت، رحمت و در موقع انتقام، انتقام. ما نمي­ترسيم از اينكه در روزنامه هاي سابق، در روزنامه هاي خارج از ايران براي ما چيزي بنويسند ما نمي­خواهيم وجاهت در ايران در اسلام در خارج از كشور پيدا بكنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و خواهيم كرد (همان ج 8 صفحه 251)  جرم و گناه ما احياي سنت پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم - و عمل به دستورات قرآن كريم و اعلان وحدت مسلمانان اعم از شيعه و سني، براي مقابله با توطئه كفر جهاني و پشتيباني از ملت محروم فلسطين و افغانستان و لبنان و بستن سفارت اسرائيل در ايران و اعلان جنگ با اين غده سرطاني و صهيونيزم جهاني و مبارزه با نژاد پرستي [...] بوده است. و نزد جهان­خواران و نوكران بي­اراده آنان چه گناهي بالاتر از اين كه كسي از اسلام و حاكميت آن سخن بگويد و مسلمانان را به عزت و استقلال و ايستادگي در مقابل ستم متجاوزان دعوت كند.( همان ج 20 صفحه 116)

در هر حال مردم با بصيرت و درايت و تحقيق، كانديداهايي را شناسايي كرده و به سوابق و روحيات و خصوصيات ديني - سياسي نامزدهاي انتخاباتي توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگاني راي دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند و طعم تلخ فقر را چشيده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدي - صلي الله عليه و آله و سلم - باشند و افرادي را كه طرفدار اسلام سرمايه­داري، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بي­درد، اسلام منافقين، اسلام راحت­طلبان، اسلام فرصت­طلبان و در يك كلمه،  اسلام آمريكايي هستند، طرد نموده و به مردم معرفي نمايند (همان ج 20 صفحه 194)

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت18:20توسط تنها | |

بخش تحلیلی الف   

۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸

در آستانه نهمین سال صدور فرمان 8 ماده ای مبارزه با فساد، بخش تحلیلی الف با مرور فراز و فرودهای 8 سال مبارزه با مفاسد اقتصادی در سه قوه، اخبار و تجربه های 8 ساله مبارزه با فساد را ارائه می کند. در این بررسی تلاش شده، تعلقات سیاسی و جناحی دخالت داده نشود و معیار قضاوت های ضمنی در مورد هر تحول، صرفا مواد هشتگانه فرمان رهبر انقلاب باشد.
برای مطالعه ادامه متن تحلیلی روی آدرس زیر کلیک کنید.
 

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت14:52توسط تنها | |

بسم الله العزیز

 

الَّذِینَ یتَّخِذُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا

آن‌ها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‌کنند آیا عزت و آبرو را نزد آنان می‌جویند -با این‌که همه‌ی عزت‌ها از آن خداست-؟! (نساء / 139)

 

اجلاس ضدنژادپرستی سازمان ملل در ژنو، صحنه‌ی جهانی دیگری بود برای روشن شدن واقعیت‌های حاکم بر دنیا، و رسوایی مستکبرین و صهیونیسم بین‌الملل. و طرفه این‌که این بار آن‌ها خود، مقدمات این شکست‌شان را فراهم کردند! نقشه‌ی دشمنان، به واسطه‌ی رفتار عزت‌مند و باوقار ریاست محترم جمهور که آمیزه‌ای بود از تدبیر و شجاعت-، چنان شکستی را به دشمن تحمیل کرد که گویی سناریوی ژنو از ابتدا توسط جمهوری اسلامی طراحی شده بود، و عوامل صهیونیسم تنها بازیگران آن بودند!

گرچه وضوح این پیروزی در حدی است که شبکه‌ی آمریکایی سی.ان.ان. را نیز ناچار می‌کند که از دکتر احمدی‌نژاد به عنوان «فاتح ژنو» یاد کند، اما هنوز همه‌ی ابعاد این پیروزی روشن نشده است. نمایندگان برخی کشورهای غربی در ژنو که امروز با پای خود از جلسه‌ی سازمان ملل خارج شدند -در حالی که اکثریت مطلق کشورهای حاضر بی‌اعتنا به آن‌ها، به تشویق رئیس جمهور ما می‌پرداختند-، شاید متوجه شده باشند که این نشانه‌ای است برای اتفاقی بزرگ؛ و دور نیست روزی که ملت‌های آزاده، آن‌ها را مجبور به خروج از صحنه‌ی مدیریت جهان کنند. و مگر جز با خروج آن‌ها از صحنه‌ی مدیریت جهان، عدالت و آزادی و معنویت محقق‌شدنی است؟! و مگر نبرد آخرالزمان را دلیلی جز این است که تا نابود نشدن این مستکبرین، امکان تحقق عدالت جهانی وجود ندارد؟! آری، خروج مستکبرین از جلسه‌ی ژنو، نشانه و مقدمه‌ی خروج‌شان از صحنه‌ی مدیریت جهان است، به لطف خدا.

اما در حال و هوای شعف ناشی از این پیروزی در بین آزادی‌خواهان و مستضعفان جهان، و در شرایطی که مردم کشوری دیگر برای تبریک این اقدام رئیس‌جمهورمان، مقابل سرکنسولگری ایران تجمع می‌کنند، جالب است که در داخل کشور، عده‌ای حتی به اندازه‌ی رسانه‌های صهیونیست نیز انصاف نداشته، و چشم بر واقعیت‌ها بسته و این پیروزی را معکوس گزارش می‌کنند!

ما ابتدائاً به همه‌ی جریانات سیاسی کشور توصیه می‌کنیم که مراقب باشند از دایره‌ی انصاف خارج نشده، و منکر موفقیت‌های بزرگ ایران اسلامی نشوند. اما اگر برق صندوق‌های انتخابات، چنان چشم‌شان را ربوده که امکان عمل به این توصیه را ندارند، توصیه می‌کنیم کمی به میان مردم رفته، و علائق آن‌ها به این مواضع عزت‌مند را ببینند تا متوجه شوند که حتی برای کسب آرای مردم نیز راه اشتباهی را انتخاب کرده‌اند. اکثریت مردم ایران، نه غرب‌زدگان ذلیل، که مسلمانانی اند که در جایی دیگر به دنبال عزت می‌گردند. امت رسول‌الله مانند سران مشرکان طائف نمی‌اندیشند که سنگ زدن چند کودک به نبی اکرم را نشانه‌ی خوار شدن و پایین آمدن شخصیت آن وجود مقدس می‌دانستند.

همه می‌دانند که دیگر آن دوره گذشته است که نسخه‌ی دسته دوم شعارهای تمدن منحط غرب را تکرار می‌کردیم تا خود را مورد پسند آن‌ها کنیم! امروز همان‌طور که شایسته است- آن‌که در دنیا مدعی است، ماییم! و در این شرایط، مگر باید غیر از خشم دشمن را انتظار داشته باشیم؟ ما به تیره شدن روابط‌مان با مستکبران افتخار می‌کنیم؛ و انتظاری جز این نیز از شاگردان خمینی نمی‌رود. روزگاری امام‌مان گفت «ما نمى‏خواهیم وجاهت در خارج كشور پیدا بكنیم. ما مى‏خواهیم به امر خدا عمل كنیم، و خواهیم كرد» (صحیفه امام، ج‏9 ص 283). و امروز ثمره‌ی آن رفتار، این شده است که بالاترین وجاهت را نیز در خارج کشور کسب کرده‌ایم. دیگر نه تنها ملت‌ها، که برخی دولت‌ها نیز از مشی ما پیروی می‌کنند. همه می‌بینند که در یک سو آمریکا و متحدان غربی‌اش قرار گرفته، و در سویی دیگر جبهه‌ای عدالتخواه به رهبری جمهوری اسلامی ایران.

از دستگاه دیپلماسی کشور متشکریم که هوشمندانه با دست گذاشتن روی رفتار متناقض غربی‌ها درباره‌ی هولوکاست، نقطه‌ی دقیق و مناسبی را برای نشان دادن دروغ بودن ادعاهای نظام لیبرال به جهانیان انتخاب کرد، و طبل رسوایی آنان را از تریبون‌های جهانی نواخت، تا دنیا برای ظهور نظام جدید جهانی، آماده‌تر گردد.

در پایان، خدای متعال را شاکریم که اگر روزی برای پنهان کردن شعارهای امام و آرمان‌های انقلاب در بین مسئولین مسابقه بود، و عده‌ای تلاش داشتند که به خیال باطل و کوتاه‌اندیشانه‌ی خود- امام را به موزه‌ی تاریخ بسپارند، امروز آن گفتمان خود به موزه‌ی تاریخ رفته، و فضایی بر کشور حاکم است که همه را به سمت نقل خاطره و جملات، و ایجاد انتساب به آن یگانه‌ی عصر برده، و همه تلاش می‌کنند که نشان دهند که ادامه‌دهنده‌ی راستین روح‌الله اند. و چه بهتر از این‌که تلاش همه در راستای طرح گفتمان امام در جامعه باشد، و نسل سوم خود ادعاها را بررسی کند و تشخیص دهد که چه کسانی واقعاً به آن آرمان‌های الهی اعتقاد دارند و نزدیک‌ترند؛

«بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‌دهند و با دلسوزی‌های بی‌مورد و اعتراض‌های کودکانه می‌گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی‌ها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی‌ها و شرقی‌ها احترام و اعتبار داشته‌اند که امروز بی‌اعتبار شده‌اند؟! اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین -علیهم السلام- را با دست‌های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان‌خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف؛ و آنها ولی و قیم باشند و ما جیره‌خوار و حافظ منافع آنها!» (صحیفه امام، ج 21، ص 90).

«بايد هيچ سستى نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجى چه مى‏گويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند. آن روزى را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت! آنها باید فحش بدهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم». (صحیفه امام،ج18،ص242)

 

امشب از سوز بهاري كه پر از پاييز است
حرفها دارم از اين دل كه ز خون لبريز است
درد دل‌هايم از آنهاست كه از حق دورند
و از اين عده‌ی خاموش كه گويي كورند
ترسم آن روز كه مردانِ سرانجام آيند
اين جماعت همه با بقچه‌ی حمام آيند!
چيزي اي قوم نماندست كه در خواب شويد
آي هشدار! قريب است كه گنداب شويد
حرفم اين بود ولا قوّةَ الّا بالله
هر كه مَرد است قدم رنجه كند بسم الله

 

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر

 

+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت14:20توسط تنها | |