|
برای دوستانی که می خواهند مطمئن شوند که این آشوب ها برای چیست و دعوا سر چه چیزی است؛ قسمت هایی از صحبت های فائزه هاشمي در جمع حاميان موسوي؛ اين بخش از صحبت هايش را خبرگزاري ها نزدند اما در فايل صوتي آن موجود و در ادامه عیناً ذکر شده است: - خامنه ای احمدی نژاد را می خواهد. خامنه ای توی این همه دوره کی رهبر بوده؟ تنها دوره ای که رهبر است، الآن است! چرا نخواهد؟! بخش ديگر سخنراني وي در خبرگزاری فارس
سلام براي دوستاني كه فكر ميكنند در انتخابات تقلب شده نه براي آنهايي كه ميدانند چه شده و نه براي كساني كه وقتي رأي ميآورند، مردم ميشوند محبوب اما وقتي همان مردم تحويلشان نگيرند ميشوند توده فيالواقع براي آنهايي كه فكر ميكنند و تصميم ميگيرند براساس آمار رسمي 46 ميليون و 200 هزار نفر واجد شرايط رأي بودهاند رأي دهندگان در جامعه روستايي 15 ميليون و 300 هزار نفر، معادل 33 درصد شهرهاي كوچك 19 ميليون و 600 هزار نفر، معادل 43 درصد و شهرهاي بزرگ 11 ميليون و 260 هزار نفر، معادل 24 درصد كه از اين رقم آخر حدود 5ميليون شهر تهران است همانطور كه مشخص است بيشترين ميزان تاثيرگذاري بر نتيجه را شهرهاي كوچك دارند پس از آن روستاها و سپس شهرهاي بزرگ و درنهايت شهر تهران اين نكته مهم را هم بايد در نظر داشته باشيد كه ميزان مشاركت در روستاها فوقالعاده بالاست و هرچه به بزرگي شهرها افزوده ميشود از مشاركت هم كاسته ميشود پس احتياج به توضيح ندارد كه ايران فقط دور و بر ما شهرنشيننان بزرگ نيست همين اشتباه مديريتي كه مسؤوين نظام طي اين چندين ساله داشتند و ماحصلش چيزي جز تمركز سرمايه و امكانات و به طبعش افزايش جمعيت و بالارفتن خطرات اجتماعي در تهران و شهرهاي بزرگ نبود. نتايج انتخابات 22خرداد88 به تفكيك شهرها اعلام شد؛ اگر معتقد نيستيد كه دستكاري شده است و دروغ، اهل فكريد و منطق، خودتان نگاهي بياندازيد نتايج آرا به تفكيك استان و شهرستان از سايت وزارت كشور بالاترين راي ميرحسين در تهران بوده است دو ميليون و 166245 كه ميشود معادل 52 درصد آراي شهر تهران كه همينجا هم تنها 300 هزار راي با احمدينژاد فاصله داشته است درحاليكه راي احمدينژاد در مشهد يك ميليون و 27273 بوده است و بيش از دوبرابر راي ميرحسين در مشهد ميرحسين تنها در شميرانات اختلاف فاحشي با احمدينژاد دارد دويست هزار در مقابل يكصدهزار راي اما اختلاف احمدينژاد با ميرحسين در شهرهاي كوچك وحشتناك است مثلا در ابوموسي كه ميرحسين كمترين راي يعني 16 راي دارد احمدينژاد بيش از 2هزار راي يعني حدود 170برابر وي راي بدست آورده است و در بسياري از شهرهاي كوچك هم همينطور ميتوان گفت كه در شهرهاي بزرگ در واقع مراكز استانها رقابت بين ميرحسين و احمدينژاد تنگاتنگ بوده است. كه در اين بين تهران، يزد، زاهدان، زنجان و اردبيل را موسوي برده است ولي مشهد، قم، خرمآباد و اصفهان را با اختلاف زياد واگذار كرده است. شهرستان احمدی نژاد - موسوی تهران 1809855- 2166245 مشهد 1027273 - 459011 اصفهان 666955 - 389459 شيراز 568009 - 352082 تبريز 435728 - 419983 اهواز 399240 - 223107 قم 422457 - 148467 اروميه 234600 - 199682 قزوين 220856 - 96973 يزد 133792 - 148090 خرم آباد 203026 - 72113 اردبيل 137220 - 140582 زنجان 200307 - 69944 زاهدان 120978 - 140118 سنندج 80936 - 74987 البته معتقدم اين مشكل كمي نيست فاصله گرفتن قشر شهرنشين و تحصيلكرده از توده ملت و بهخصوص مخالفت اين قشر با دولت و رفتارهايش نكته كوچكي نيست كه ناديده گرفته شود علاوه بر آن شخصاً منتقد عملكرد دولت فعلي و آيندهام اعتراضاتم را هم گفتهام و نوشتهام. ولي نميتوانم تحمل ناديدهگرفتن توده مردم واين قانونگريزي باشم و هيچ نگويم. آنهم از آقايان مدعي اخلاق و صداقت و قانونمداري!! بقول دوستي نتيجه دو بر يك شده است شصت و دو درصد در مقابل 33درصد نه 10 بر صفر كه چنان داد برآوردهاند رأي من كو؟ ياد بگيريم فقط خودمان را نبينيم ايران فقط براي تهران و مركز استان نشينان نيست ايران فقط بينندگان بالاترين نيست ايران فقط وبلاگنويسان و دانشجويان نيست ايران براي همه ايرانيان در همه جاي آن است
همزمانی تحول صدا و سیما با انتخابات دهم ریاست جمهوری موجب شد تا به یکباره زمین و زمان، کاملاً غیرمنصفانه، به زیر سوال بروند. و در این میان بزرگترین اهانتها به برخی اشخاص، اعم از امام راحل (ره)، مقام معظم رهبری، ریاست جمهوری و برخی دیگر از مسئولین نظام (همچون آیت الله جنتی، آیت الله مصباح و دیگر بزرگان) و از همه بالاتر به فهم و شعور ملت بزرگوار ایران گردید. برای مدتی قصد سکوت داشتم و برخلاف بسیاری از افراد، مردم را آگاهتر و فهیمتر میدانستم و میدانم. و لذا فضا را آنقدر شفاف میدیدم که جایی برای رفع ابهامات نمیدیدم. ولی متأسفانه در روزهای پایانی شاهد برخی فریبکاریها از سوی برخی کاندیداها بودم که دیگر سکوت را جایز ندانسته و نه برای تفهیم ملت فهیم ایران، بلکه به نشانهی اعتراض به این دغلبازیها و اتهامات بیاساس به بیان برخی مسائل میپردازم؛ 1- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نهادیست غیروابسته به جناح خاص و ارائه آمار از سوی این مرکز و مراکز معتبر دیگر همواره توسط خبرهترین کارشناسان اقتصادی کشور صورت میگیرد. مدیریت این مرکز و کارشناسان آن در در طول سی سال اخیر و حتی قبل از آن بر اساس معیارهای ثابت و معتبر جهانی به ارائه آمار و دادههای اقتصادی میپردازند. لذا این شاخصها در طول هیچ دورهای و با روی کار آمدن دولتهای مختلف تغییر نکرده و همواره ثابت بوده است. حال جناب آقای موسوی، شما که خود را به عنوان رئیس جمهور آیندهی کشورم معرفی میکنید به چه حقی به خوتان اجازه میدهید آمار و ارقام نهادی رسمی با کارشناسان خبره و برتر را زیر سوال برده و به بیان نظرات شخصی خود و کارشناسان غیر رسمیتان بپردازید؟! کارشناسانی که به قول خودتان در لحظههای آخر دستتان را میگیرند و به شما خبر میدهند که در فلان مورد دولت دروغ گفته!! و شما بدون هیچ تحقیقی در آن مورد به بازگویی آن میپردازید!! آقای موسوی، من هم عضوی از این ملت بزرگ هستم. و فریب فریبکاری شما را نخواهم خورد!! 2- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین سازمان سنجش و آموزش کشور بطور رسمی اعلام کردند که بعد از سال 85 و به دستور ریاست جمهوری، طرح دانشجویان ستارهدار را، که در زمان وزارت آقای دکتر معین (ریاست جمهوی آقای خاتمی) تصویب شده بود، لغو گردید. لذا در کارنامهی هیچ دانشجویی از سال 86 به بعد ستارهگذاری نشده است. جناب آقای موسوی، شما که هم خودتان و هم همسر گرامیتان جزو دانشیاران دانشگاهی هستید، آیا شده است که در طی این یکی دو سال اخیر خلاف حرف اعلام شده از سازمان مذکور را در کانامهها دیده باشید؟! جناب آقای موسوی، جهت یادآوری عرض میکنم؛ وجود ستاره در کارنامهها به منزلهی داشتن سابقه آموزشی و یا انضباطی دانشجو در دانشگاه قبلی بوده است. شما خودتان دانشجو بودهاید و بهتر از بنده میدانید که تمامی دانشجویان به همراه پرونده آموزشی خود یک پرونده انضباطی نیز به همراه دارند. این طرح در همه جای دنیا مرسوم است و حتی در طول این سی سال هم مرسوم بوده است. این طرح تصویبی مجلس میباشد که مورد قبول ملت است. آیا به این هم اعتراض دارید؟! بودن یا نبودن ستاره فرقی در نتیجهی اجرای قانون ندارد. صرفاً وجود ستاره به معنا و جهت اطلاع دانشجو بوده است. که برای حفظ شأن و حیثیت دانشجو این طرح لغو شده است. 3- در روزهای اخیر به دفعات مکرر شاهد بیان خاطرات مختلف (!) از امام راحل (ره) از سوی برخی کاندیداها بودیم. عالیجنابان سبزپوش و رنگهای دیگر! که خود را نسل اول انقلاب میدانید و خاطرات بسیاری از امام دارید، در اینجا تنها به بیان بند پایانی وصیتنامهی سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره) ـ که بعید میدانم آن را مطالعه فرموده باشید!! ـ میپردازم؛ «من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوس و اسلامنمایی بعضی افراد، ذکری از آنان کرده و تمجیدی نمودهام که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شدهام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار مینمایاندند و نباید از آن مسائل سوئ استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلی اوست.» (صحیفه نور، ج 21 ، صفحه 206) 4- «به اعتقاد من، مرکزی که باید مبارزه با مفاسد اقتصادی را دنبال کند، دولت است. و قوه قضائیه در مرحله آخر قرار میگیرد. باید دولت سینه سپر کند و به میدان بیاید.» مقام معظم رهبری ـ 5/6/82 ـ منبع: سایت رهبری: www.leader.ir جای بسی تعجب است که برخی آقایان، خود را مرید و پیرو و فرزند امام میدانند اما متأسفانه حتی یک مورد هم حرفی از رهبری نمیزنند و حتی بالعکس بطور کنایی اظهار مخالفت با ایشان میکنند. *مردی را بر صلیب میکنند، تنها به جرم اینکه دوبار به روستای ما آمد. *قرآن را بر نیزهها بردند، شال سبز که مقدستر از آن نیست. *به کسی رأی میدهم که به سه رنگ پرچم وطنم اعتقاد داشته باشد.
جناب آقای موسوی در بیانات انتخاباتی خود فرموده بودند که در دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی خیال ام راحت بود اما در این دولت احساس خطر کردم! این سخن مهندس موسوی دل ما را -که از دست مخالفان انقلاب و ولایت خون است –لرزاند و خون تر کرد و اینک این ماییم و هزاران سوال بی پاسخ که از میر حسین موسوی داریم: آقای موسوی زمانی که عده ای شعار خروج از حاکمیت را سر می دادند و بیش از صد تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نطقی رسمی استعفا دادند و آبروی ملت و انقلاب را به سخره گرفتند، احساس خطر نکردید؟ زمانی که عده ای از نمایندگان مجلس ششم با رسانه ها و لابی های بیگانه هم صدا شدند و در مجلس شورای اسلامی تحصن کردند، احساس خطر نکردید؟ زمانی که دست نشاندگان و دشمنان نظام ماجرای 18 تیر 78 (کوی دانشگاه) را اجرا و رهبری می کردند ،شما خیالتان آسوده بود؟ هنگامی که عده ای به اصطلاح خودی آنچنان قضیه ی کوی دانشگاه را بغرنج کردند که برای اولین بار به اصلی ترین پایه ی نظام یعنی رهبری توهین شود شما احساس خطر نکردید؟ وقتی در مطبوعات علناً به اهل بیت سلام ا... علیهم توهین شد،خیالتان از چه بابتی آسوده و راحت بود؟ وقتی در روزنامه ای نوشتند:«سخنان فاطمه ی زهرا نمی تواند الگوی زنان امروزی باشد» یا علنا حضرت امام و شهید نواب صفوی را خشونت گرا نامیدند یا هنگامی که تیتر کردند:«نظام سیاسی اسلام زاییده ی تفکرات خمینی بود»یازمان»،«»،«» هنگامی که تقلید از علمای عظیم الشان اسلام را میمون صفتی خواندند و سازمانهایی چون مجاهدین انقلاب(همین هایی که امروز اصلی ترین حامیان شمایند و بخش اعظمی از مناصب کلیدی ستاد هایتان را بدست گرفته اند ) از آن حمایت کردند ، احساس خطر برای دین و کشور نکردید؟ زمانی که قرار داد های نفتی مفتضحانه ی وزارت نفت امضا می شد(نمونه اش قرار داد شرکت کرسنت و فروش بیست ساله ی گاز ایران به امارات با قیمتی معادل یک چهاردهم قیمت جهانی )شما کجا بودید؟ گفته بودید که مرید و مورد تایید امام هستید پس چرا با اعضای نهضت آزادی دیدار کردید و در جواب خبرنگاران اختلافتان با نهضت آزادی را تنها در حد یک سری عقاید و تفکرات سیاسی تقلیل دادید؟ مگر حضرت امام نفرمودند : «نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور به آمریکاست ... اگر خدای متعالی عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند ...اسلام عزیز چنان سیلی ای از این ستم کاران می خورد که قرن ها سربلند نمی کرد...ضرر آنها ...از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین ...بیشتر و بالاتر است!!! باید با آنها قاطعانه برخورد شود و نباید رسمیت داشته باشند »صحیفه نور ج 22 ص 384 یعنی آرای عده ای وطن فروش آنقدر مهم است که با دشمنان اسلام و انقلاب بنشینید و سر دوستی و همکاری وا کنید؟ در سخن ادعای ولایت پذیری دارید اما نمی دانم شما را چه شده است که شرایط فعلی کشور را موحش و بسیار خطر ناک می دانید گویی ملت ایران در دره ی سقوط و تباهی قرار گرفته است ، چگونه مواضع سیاه تان در مورد شرایط فعلی دولت را توجیه میکنید در حالی که رهبر فرزانه انقلاب اخیرا (22/2/88)در کردستان فرمودند: « نامزدهای محترم تخریب نکنند ...این همه نسبت خلاف دادن به این و اون ، خوب این تخریب کننده ی اذهان مردم است، واقعیت هم ندارد ، خلاف واقع هم هست بنده که از همه ی این آقایون اوضاع کشور رو بیشتر می دونم بهتر خبردارم می دونم بسیاری از این مطالبی که درباره ی وضع کشور و وضع اقتصاد و وضع اینها می گن –به عنوان انتقاد- میدونم خلاف واقعه، اشتباه می کنن ، ان شا ا... اشتباهه» گمان نمی کنم شما ادعا داشته باشید که به اوضاع کشور از رهبر انقلاب –که اوضاع و اخبار را از کانال ها و مجرا های مختلفی و مستندی دارند-بهتر و بیشتر مسلطید؟ آیا تاکیدات رهبری مبنی بر این که در دولت فعلی آرمانهای انقلاب زنده شد و کشور در مسیر رشد وتعالی قار گرفته است را نشنیده اید؟ مگر شما هدفی جز زنده کردن اهداف و آرمانهای انقلاب دارید؟ جناب اقای موسوی زمانی که در دولت اصلاحات معاون وزیر اطلاعات نفوذی از آب در آمدند و اوضاع کشور به شدت تحت تاثیر این مساله بحرانی شده بود یا زمانی که عده ای با طراحی قتل های زنجیره ای قصد انحلال سپاه و ضربه زدن به نظام را داشتند شما احساس خطر نکردید؟ البته شاید شما از مسایل و مطالبی که گفتم اطلاع نداشتید!!! جناب آقای مهندس شما که یکی از انتقادات اساسی تان به دکتر احمدی نژاد قانون گریزی است، می شود برای بنده توضیح دهید که چرا در زمان نخست وزیریتان، متن استعفا نامه تان را بجای ارئه به مافوق(رئیس جمهور وقت ،آیت... خامنه ای)و یا حضرت امام به رسانه ها دادید؟ گمان نمی کنم در قانون آمده باشد که رئیس جمهور باید از طریق روزنامه ها از استعفای نخست وزیرش اطلاع بیابد، پس چرا با این همه ادعای قانون مداری این گونه عمل کردید؟دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟
مردم را توجه بدهيد به اينكه شما مي خواهيد اسلام را حفظ كنيد، بايد منتخبين شما اشخاصي باشند كه توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازيگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند (صحيفه نور ج 18 صفحه 137) بايد همت كنيد و اشخاص متعهد، اشخاصي كه براي ايران كار بكنند، نه براي اجانب، اشخاصي كه ايمان به خدا داشته باشند، نه چپگرا باشند و نه راستگرا بلكه صراط مستقيم را داشته باشند (همان ج 5 صفحه 267 ) توجه داشته باشند رئيسجمهور و وكلاي مجلس از طبقه اي باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند نه از سرمايه داران و زمين خواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نميتوانند بفهمند (همان ج 21 صفحه 187) من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوس و اسلام نمايي بعضي افراد، ذكري از آنان كرده و تمجيدي نموده ام كه بعد فهميدم از دغلبازي آنان اغفال شدهام. آن تمجيدها در حالي بود كه خود را به جمهوري اسلامي متعهد و وفادار مينماياندند و نبايد از آن مسايل سوئ استفاده شود. و ميزان در هر كس حال فعلي او است. (وصیتنامه سیاسی الهی، ج 21 صفحه 206) در موضوع نهضت به اصطلاح آزادي، مسايل فراواني است كه بررسي آن محتاج به وقت زياد است. آنچه بايد اجمالا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همينطور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب، شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است [...] در هر صورت به حسب اين پرونده هاي قطور و نيز ملاقاتهاي مكرر اعضاي نهضت چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها كه اگر خداي متعالي عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند، ملت هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران ميخورد كه قرن ها سربلند نميكرد و به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند و ضرر آنها به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويل هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك هاي ديگر حتي منافقين - اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان - بيشتر و بالاتر است. نهضت آزادي و افراد آن از اسلام اطلاعي ندارند و با فقه اسلامي آشنا نيستند[...] نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند ميگردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود و نبايد رسميت داشته باشند. (صحيفه نور ج 22 صفحه 384) خداي تبارك و تعالي در موضع عفو و رحمت، رحيم است و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمين هم اينطور بود، در موقع رحمت، رحمت و در موقع انتقام، انتقام. ما نميترسيم از اينكه در روزنامه هاي سابق، در روزنامه هاي خارج از ايران براي ما چيزي بنويسند ما نميخواهيم وجاهت در ايران در اسلام در خارج از كشور پيدا بكنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و خواهيم كرد (همان ج 8 صفحه 251) جرم و گناه ما احياي سنت پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم - و عمل به دستورات قرآن كريم و اعلان وحدت مسلمانان اعم از شيعه و سني، براي مقابله با توطئه كفر جهاني و پشتيباني از ملت محروم فلسطين و افغانستان و لبنان و بستن سفارت اسرائيل در ايران و اعلان جنگ با اين غده سرطاني و صهيونيزم جهاني و مبارزه با نژاد پرستي [...] بوده است. و نزد جهانخواران و نوكران بياراده آنان چه گناهي بالاتر از اين كه كسي از اسلام و حاكميت آن سخن بگويد و مسلمانان را به عزت و استقلال و ايستادگي در مقابل ستم متجاوزان دعوت كند.( همان ج 20 صفحه 116) در هر حال مردم با بصيرت و درايت و تحقيق، كانديداهايي را شناسايي كرده و به سوابق و روحيات و خصوصيات ديني - سياسي نامزدهاي انتخاباتي توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگاني راي دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند و طعم تلخ فقر را چشيده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدي - صلي الله عليه و آله و سلم - باشند و افرادي را كه طرفدار اسلام سرمايهداري، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بيدرد، اسلام منافقين، اسلام راحتطلبان، اسلام فرصتطلبان و در يك كلمه، اسلام آمريكايي هستند، طرد نموده و به مردم معرفي نمايند (همان ج 20 صفحه 194)
بخش تحلیلی الف ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸
بسم الله العزیز الَّذِینَ یتَّخِذُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا آنها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب میکنند آیا عزت و آبرو را نزد آنان میجویند -با اینکه همهی عزتها از آن خداست-؟! (نساء / 139) اجلاس ضدنژادپرستی سازمان ملل در ژنو، صحنهی جهانی دیگری بود برای روشن شدن واقعیتهای حاکم بر دنیا، و رسوایی مستکبرین و صهیونیسم بینالملل. و طرفه اینکه این بار آنها خود، مقدمات این شکستشان را فراهم کردند! نقشهی دشمنان، به واسطهی رفتار عزتمند و باوقار ریاست محترم جمهور –که آمیزهای بود از تدبیر و شجاعت-، چنان شکستی را به دشمن تحمیل کرد که گویی سناریوی ژنو از ابتدا توسط جمهوری اسلامی طراحی شده بود، و عوامل صهیونیسم تنها بازیگران آن بودند! گرچه وضوح این پیروزی در حدی است که شبکهی آمریکایی سی.ان.ان. را نیز ناچار میکند که از دکتر احمدینژاد به عنوان «فاتح ژنو» یاد کند، اما هنوز همهی ابعاد این پیروزی روشن نشده است. نمایندگان برخی کشورهای غربی در ژنو که امروز با پای خود از جلسهی سازمان ملل خارج شدند -در حالی که اکثریت مطلق کشورهای حاضر بیاعتنا به آنها، به تشویق رئیس جمهور ما میپرداختند-، شاید متوجه شده باشند که این نشانهای است برای اتفاقی بزرگ؛ و دور نیست روزی که ملتهای آزاده، آنها را مجبور به خروج از صحنهی مدیریت جهان کنند. و مگر جز با خروج آنها از صحنهی مدیریت جهان، عدالت و آزادی و معنویت محققشدنی است؟! و مگر نبرد آخرالزمان را دلیلی جز این است که تا نابود نشدن این مستکبرین، امکان تحقق عدالت جهانی وجود ندارد؟! آری، خروج مستکبرین از جلسهی ژنو، نشانه و مقدمهی خروجشان از صحنهی مدیریت جهان است، به لطف خدا. اما در حال و هوای شعف ناشی از این پیروزی در بین آزادیخواهان و مستضعفان جهان، و در شرایطی که مردم کشوری دیگر برای تبریک این اقدام رئیسجمهورمان، مقابل سرکنسولگری ایران تجمع میکنند، جالب است که در داخل کشور، عدهای حتی به اندازهی رسانههای صهیونیست نیز انصاف نداشته، و چشم بر واقعیتها بسته و این پیروزی را معکوس گزارش میکنند! ما ابتدائاً به همهی جریانات سیاسی کشور توصیه میکنیم که مراقب باشند از دایرهی انصاف خارج نشده، و منکر موفقیتهای بزرگ ایران اسلامی نشوند. اما اگر برق صندوقهای انتخابات، چنان چشمشان را ربوده که امکان عمل به این توصیه را ندارند، توصیه میکنیم کمی به میان مردم رفته، و علائق آنها به این مواضع عزتمند را ببینند تا متوجه شوند که حتی برای کسب آرای مردم نیز راه اشتباهی را انتخاب کردهاند. اکثریت مردم ایران، نه غربزدگان ذلیل، که مسلمانانی اند که در جایی دیگر به دنبال عزت میگردند. امت رسولالله مانند سران مشرکان طائف نمیاندیشند که سنگ زدن چند کودک به نبی اکرم را نشانهی خوار شدن و پایین آمدن شخصیت آن وجود مقدس میدانستند. همه میدانند که دیگر آن دوره گذشته است که نسخهی دسته دوم شعارهای تمدن منحط غرب را تکرار میکردیم تا خود را مورد پسند آنها کنیم! امروز –همانطور که شایسته است- آنکه در دنیا مدعی است، ماییم! و در این شرایط، مگر باید غیر از خشم دشمن را انتظار داشته باشیم؟ ما به تیره شدن روابطمان با مستکبران افتخار میکنیم؛ و انتظاری جز این نیز از شاگردان خمینی نمیرود. روزگاری اماممان گفت «ما نمىخواهیم وجاهت در خارج كشور پیدا بكنیم. ما مىخواهیم به امر خدا عمل كنیم، و خواهیم كرد» (صحیفه امام، ج9 ص 283). و امروز ثمرهی آن رفتار، این شده است که بالاترین وجاهت را نیز در خارج کشور کسب کردهایم. دیگر نه تنها ملتها، که برخی دولتها نیز از مشی ما پیروی میکنند. همه میبینند که در یک سو آمریکا و متحدان غربیاش قرار گرفته، و در سویی دیگر جبههای عدالتخواه به رهبری جمهوری اسلامی ایران. از دستگاه دیپلماسی کشور متشکریم که هوشمندانه با دست گذاشتن روی رفتار متناقض غربیها دربارهی هولوکاست، نقطهی دقیق و مناسبی را برای نشان دادن دروغ بودن ادعاهای نظام لیبرال به جهانیان انتخاب کرد، و طبل رسوایی آنان را از تریبونهای جهانی نواخت، تا دنیا برای ظهور نظام جدید جهانی، آمادهتر گردد. در پایان، خدای متعال را شاکریم که اگر روزی برای پنهان کردن شعارهای امام و آرمانهای انقلاب در بین مسئولین مسابقه بود، و عدهای تلاش داشتند که –به خیال باطل و کوتاهاندیشانهی خود- امام را به موزهی تاریخ بسپارند، امروز آن گفتمان خود به موزهی تاریخ رفته، و فضایی بر کشور حاکم است که همه را به سمت نقل خاطره و جملات، و ایجاد انتساب به آن یگانهی عصر برده، و همه تلاش میکنند که نشان دهند که ادامهدهندهی راستین روحالله اند. و چه بهتر از اینکه تلاش همه در راستای طرح گفتمان امام در جامعه باشد، و نسل سوم خود ادعاها را بررسی کند و تشخیص دهد که چه کسانی واقعاً به آن آرمانهای الهی اعتقاد دارند و نزدیکترند؛ «بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینهتوزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار میدهند و با دلسوزیهای بیمورد و اعتراضهای کودکانه میگویند جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشتهاند که امروز بیاعتبار شدهاند؟! اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین -علیهم السلام- را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بیفرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف؛ و آنها ولی و قیم باشند و ما جیرهخوار و حافظ منافع آنها!» (صحیفه امام، ج 21، ص 90). «بايد هيچ سستى نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجى چه مىگويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند. آن روزى را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت! آنها باید فحش بدهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم». (صحیفه امام،ج18،ص242) امشب از سوز بهاري كه پر از پاييز است بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر |
||||||||